درباره نویسنده
بی نهایت
خدا
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • بی نهایت
مطالب اخیر
  • برگرد...
  • فقط گشنگی و تشنگی!
  • بفهمیم...همه چیز را
  • حسین(ع) راه برگشت
  • چند می ارزی؟
  • روسیاهم... والسلام
  • الهی چون تو ناظری چه گویم؟؟؟
  • چرا ظرف مرا بشکست لیلی...
  • گم نشی!
  • حسین علیه السلام سلطان عشق
  • آره خودشو بچسبیم آخر هر چیزی اونه!
  • ارزششو نداره...تو گرون تری!
  • آره اومدیم آدم بشیم خیر سرمون
  • درک و معرفت
  • بریم پیش خودش...
  • دل های زنده
  • می خوام از خدا بگم
  • عاقبت به خیر باشی...
  • اول انجام واجبات و ترک محرمات
  • امید و آروزیت فقط به خودش باشد
  • تو در وصف نیایی
  • یقین به او
  • فلسفه ی عاشورا
  • کربلا نمايشگاه معنا و روحانيت، نه نمايشگاه جنايت بشر
  • تحريفی مخصوص ما ايرانی ها
  • الهم اجعل محيای محيا محمد و آل محمد
  • باز هم می گم عاشق شو عاشق خدا
  • مدد زغير تو ننگ است،يا علی مددی
  • امانتدار بد نباشيم
  • عاشق شو عاشق خدا
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • فروردین ٩۱
  • امرداد ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • آذر ۸٩
  • تیر ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • آذر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
دوستان من
  • شـــــــمــــــــع
  • يار ما
  • انديشه
  • مجنون
  • شفاعت
  • مثل خدا
  • عرفان آباد
  • با ياد خدا
  • گل نرگس
  • ستايشگر
  • باغ سرخ
  • مرا نخوانيد
  • بغض سرما
  • پيدای پنهان
  • در انتظار يار
  • کيميای قلم
  • ذکر مدام تو
  • کيميای ناب
  • شور عشق
  • مژده ی وصل
  • سوز عاشقان
  • نگين سليمان
  • کليد بهشت
  • ¤متولد ماه مهر
  • صالحين شيعه
  • سرزمين آرزوها
  • لعل سلسبيل
  • مسئوليت الهی
  • فخرم اينه گداتم
  • کرشمه ی بهاری
  • يک دانشجوی...!
  • در عمق خاطراتم
  • فضايل حضرت علی
  • هَل مِن ناصر یَنصُرنی
  • در جستجوی حقيقت
  • من بودم و خدای خودم
  • سوال و جواب عرفانی؟
  • احادیث موضوعی.کبوترانه
  • به دنبال خويشتن ِخويش
  • عاشق خدا(مرحوم دولابی)
  • و خدايی که در اين نزديکی است
  • همه سیب هایم برای تو(باغ سیب)
  • و قطار میرود به همین سادگی...
  • والقلم(محفل دلسوختگان)
  • خدا همين نزديکی است
  • خيلی دور خيلی نزديک
  • روياهايت را به باد مسپار
  • همانا خدا ناظر اوست
  • در حسرت عشق خدا
  • نه من،نه تو،پس کی؟
  • گفتگوهای تنهایی
  • عشق و عاشقی
  • خدا ديدنی است
  • ترجمه ی الغدیر
  • در هوايت بيقرارم
  • بنده ی عشق
  • در اين وانفسا
  • درمان با عرفان
  • فرشته ی مهر
  • حاصل اوقات2
  • سه نقطه...
  • حاصل اوقات
  • طوبای محبت
  • ندای عشاق
  • متروک کده
  • سوته دلان
  • سه تفنگدار
  • نسیم وصل
  • ياران علی
  • باده پرست
  • امام مهدی
  • آذر انديشه
  • سيب کال
  • صاحبدلان
  • الهی نامه
  • آدم و حوا
  • حکايت...
  • رند.......
  • مداحی
  • آينه دل
  • برای تو
  • بهانه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



!!!!!!!عاشق شو عاشق خدا!!!!!!!
برگرد...
نویسنده: بی نهایت - ۱۳٩۱/۱/۱۳

بار خدایا پناه می برم به تو از این که در پیش چشم ها ظاهر من نیکو و باطن من در آنچه پنهان می دارم نزد تو زشت باشد در حالی که حفظ کنم و بد کرداریم را به سوی تو آرم که در نتیجه به بندگانت نزدیک و از خشنودی هایت دور گردم (امام علی ع)

آخ چقد وصف حال خوبیه این حدیث.عزیز اگه حال خوبی داری اگه کارت درسته اگه تا حالا خودتو قلبتو سیاه نکردی سعی کن که طرفش نری.به حسین قسم تا تهش رفتیم هیچی نبود.دو دستی اعتقادتو بچسب.

آخ که چقد دلم پره.چند ماه ننوشتم.می خواستم بگم تا هر جایی رفتی بسه!دیگه برگرد.این راه تاریک و سیاه و کثیف تا ادمو به لجن نکشه دست از سر آدم برنمی داره.خلاصه قدر خودتو بدون.

نمی خواد کنجکاوی کنی.نمی خواد یه دفعه امتحان کنی.از اول طرفش نرو.که همانا رفتنو فرو رفتن تو این منجلاب...

ای نسخه ی نامه الهی که تویی

                               وی آیینه ی جمال شاهی که تویی

بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست

                               در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

شاید بخندی بهم.شاید بگی چی می گه این یارو.شاید بگی واسه من زود حالا.شاید بگی برو بابا.ولی بدون یه وقتی می فهمی که خیلی دیره.بعضی چیزارو نمی شه درست کرد.کلا دیگه سخته اینجایی که واستادی دوباره واستی

راستی از من دلگیر نشو...

فکر بهبود خود ای دل زدری دیگر کن

                               درد عاشق نشود به به مداوای حکیم

گوهر معرفت اندوز که با خود ببری

                               که نصیب دگرانست نصاب زر و سیم

دام سختست مگر یار شود لطف خدا

                               ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم

دلم هنوزم پره.ای خدا.بریم. 

نظرات ()



فقط گشنگی و تشنگی!
نویسنده: بی نهایت - ۱۳٩٠/٥/۱٦

ای پسر آدم هر گاه دیدی پروردگار منزهت نعمت هایش را پی در پی به تو عطا می فرماید در حالی که تو او را معصیت و نا فرمانی می نمایی پس از او بر حذر باش!(امام علی(ع))

ای کاش از این ماه رمضون که خدا دوباره ما رو بهش راه داد غیر گشنگی و تشنگی چیز دیگه ای هم می فهمیدیم.

ای کاش واقعا می شد جلو این زبونمونو بگیریم

ای کاش می شد پشت سر کسی حرف نزنیم و مرد باشیم

ای کاش می رفتیم پول مردمو می دادیم به جا روزه

ای کاش بریم با اونکه سالها باهاش قهریم آشتی کنیم

ای کاش انقد سر کار سر پول سر موقعیت اجتماعی و کاری دروغ نمی گفتیم

ای کاش یه دفعه یه دفعه کار یه بدبختی که هر روز می آد دم در دفتر ما تو اداره شرکت تو مغازه فقط برا رضای خدا راه مینداختیم و کلی از مشکلتاشو حل می کردیم

کاش...    هممون می دونیم....

و عطش شدید درونم راجز وصل تو فرو نمی نشاند و سوز عشقم را جز دیدار تو خاموش نمی سازد  (امام سجاد(ع)

می خور که صد گناه زاغیار در حجاب

                                    بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

خوش به حال اون کسی که دل یه بنده گرفتاری رو شاد کنه و خنده بر لب یه بیچاره ای بشونه.

گفتم هوای میکده غم می برد ز دل

                                             گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند

گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهبست

                                             گفت این  عمل  به  مذهب  پیر  مغان  کنند

-----------------------------

بازم معذرت می خوام که دیر به دیر آپ می کنم و اینکه جواب نظراتو نمی دم ولی قول همشو می خونم.التماس دعا

نظرات ()



بفهمیم...همه چیز را
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸٩/۱٢/٩

فکر و اندیشه ساعتی کوتاه بهتر است از عبادت طولانی(امام علی)

وای که چقدر ساده مغزند کسانی که نماز می خوانند و نمیدانند نماز یعنی چه.قرآن می خوانند ولی نمی فهمند.دعا می کنند ولی نمی دانند چه می گویند.همه ی این کارها را می کنند و مال مردم می خورند.سال به سال به پدر و مادر خود سر نمی زنند.توهین می کنند.غیبت می کنند.حق ضایع می کنند...

حالا بگویم به زبان خودم... آن همه عبادتت همه و همه کشک...خوب است ولی فقط پیشانی ات را ساییده ای کمی هم ورزش کرده ای.چقدر خوب است انسان آدم باشد.بنده باشد.بفهمد.خلاصه شعور داشته باشد.فرق بین انسان و حیوان همین شعور است.چقدر خوب است که دست بیچاره ای هم بگیرد...هان!

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم چون آن ها از روی عشق می رقصند و این ها از روی ترس(شریعتی)

راه است و چاه و دیده بینا و آفتاب

                                  تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش

چندین چراغ دارد و بیراهه می رود

                                 بگذار  تا بیفتد و بیند سزای خویش

گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق

                                بهتر ز دیده ای که نبیند خطای خویش

 

نظرات ()



حسین(ع) راه برگشت
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸٩/٩/۱۳

پس اگر روزگاران مرا به تعویق انداختند و تقدیر مرا از یاری تو (امام حسین(ع)) بازداشت ونبودم تا در برابر آنان که با تو جنگیدند بجنگم وبا دشمناننت به دشمنی برخیزم (پس به عوض آن) هر روز و هر شب بر تو ندبه و زاری کنم و بر تو خون به جای اشک از دیدگان جاری کنم.(امام زمان(عج))

...واما چه تفاوتی است بین گریه ما و شما..و شما چه درکی از قیام حسین داری و ما چه درکی...و شما چه می دانی و ما چه چیز!!یک سال گناه میکنیم و هر چه هوی و هوس می خواهد انجام می دهیم و امید این داریم با این گریه های یک ساعته همه گناهانمان آمرزیده شود.از هییت بیرون می آییم و سر کوچه سر این که کداممان با ماشین زودتر رد شود دعوایمان می شود...چشم به ناموس مردم...ساکت باشم بهتر است.آقا تو بهتر می دانی وضع و حال خراب ما را...

خدایا درک و معرفتی بیشتر از این به ما عطا کن تا بفهمیم حسین(ع) برای چه و چه هدف و مقصودی قیام کرد و جان و مال و خانواده و یارانش که هر کدامشان به عالمی می ارزند را در این راه گذاشت...

دلم پر از دست خودم.از اینکه هر سال محرم روسیاه تر از سال قبلم هستم وهر سال در دام شیطان اسیرتر

دلم به تو خوش است حسین ای سلطان عشق و وفا.یه بار دیگه ما رو هم راه بده...ما رو رد نکن آقاجون...

کتابی خلوتی شعری سکوتی

                             مرا مستی و سکر زندگانی است

چه غم گر در بهشتت ره ندارم

                           که در قلبم بهشتی جاودانی است

 

 

 

نظرات ()



چند می ارزی؟
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸٩/٤/٢۳

دایم در شب و روز نام خدا را یاد کن وبه کلی از غیر او علاقه ببر و به او پرداز همان خدای مشرق و مغرب عالم که جز او هیچ خدایی نیست و او را بر خود وکیل و نگهبان اختیار کن(مزمل_ ٩)

 چرا این آیه انقد آرومم می کنه.فکر می کنم برا اینکه فرموده:به کلی از غیر او علاقه ببر.واقعا چقدر زیباست که آدم وابسته ی هیچ کس و هیچ چیز نباشه.فقط خودش باشه.فقط اون واسش مهم باشه.می دونم که دوست داشتن کسی جرم نیست...و اینم می دونم که دوست داشتن موجودات خدا یه وظیفس.ولی چقدر قشنگه که آدم تو زیبایی و دلربایی یک چیز خالق اون موجود یا شی رو ببینه که صد در صد در هر موردی برمی گردیم به همون خدای زیبای تنها.بی نیاز.مهربان.بخشنده.ستار و هزار صفت دیگه که خیلی شنیدین.و اینکه به نظرم زیبایی و جوونی و قدرتمندی و ثروت هر انسانی کوتاه مدته.خیلی کوتاه.ارزشش چقدره؟انقدی هست که من خودمو بفروشم تا اون زیبایی رو بدست بیارم.

بر هر چه همی لرزی می دان که همان ارزی

                                         زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد

خیلی خوبه که قدر خودمونو بدونیم.خودمونو ارزون نفروشیم.به دو تا حرف عاشقونه.به یه کلکل که تو نمی تونی این کارو انجام بدی بعد گیر اون کار بیفتیم.به دو زار پول.به یه ماشین.به یه خونه.بعضیامونم که با یه چشمک و شایدم یه آبنبات

آره واقعا هر کسی یه قیمتی داره اینو زیاد شنیدین.قیمت ما چنده؟؟؟

یه لذت زود گذر...نگو که تو نمی دونی.فکر نکن که از اون امامزاده های بی عیب و نقصم.بلانسبت شما همه غلطی ام کردم.پس همه چیو میدونم.همه خلافی ام کردم که به فکر بعضی هاتونم نمی رسه.ولی برگشتم که راهی جز او نیست...

یه چیز دیگم می دونم که هیچی ارزش اون خدای مهربونو واسم نداره...

-----------------

 

 

نظرات ()



روسیاهم... والسلام
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸۸/۱٢/٢٧

خدایا توانایی آن ندارم که به وسیله ی آن از نافرمانی ات منتقل شوم مگر هنگامی که برای دوستی ومحبتت بیدارم کنی...                                        (مناجات شعبانیه)

فکر می کنم راهی بهتر از محبت و عشق ورزیدن به معبود و اولیای برگزیده ی خداوند تعالی وجود نداشته باشه ویقین دارم که سریعترین راه و ایمن ترین راه و زیرکانه ترین راه همین باشه.حقیقتا که ما توانایی آن نداریم که یک انسان متعالی باشیم بدون معصیت که پیامبران هم با اون عظمت معصیتهایی به نظر ما کوچک ولی در درگاه حق تعالی بسیار بزرگ انجام میدادند.

معصیت کوچک و بزرگ در این درگاه معنی نداره.چونکه صاحبخونه خیلی بزرگه و ما خیلی خیلی کوچیک.پس هر معصیت کوچیکی تو درگاه اون خیلی بزرگه.

من با دوستای خوبم که فکر می کنن که خیلی کارشون درسته و سرقفلی بهشت به نامشونه هیچ کاری ندارم.ما رو هم دعا بفرمایید

این نوشته ها مال اوناست که فکر می کنن هیچی ندارن.گنه کارن.روسیاهن.کسایی که فکر می کنن خیلی اوضاعشون بی ریخته.هر کاری بگی کردن.خلاصه بد روسیاهن.

ولی یه چیزو خوب می دونم اونم اینکه خیلی خدای بزرگی داریم.هر موقع بخوای برگردی می گه بفرما خوش اومدی.هر کاری کردی نادیده می گیره قاطی خوبا راهت می ده و می زاره باهاش حرف بزنی.خدایی که راحت می شه حسش کرد.میشه دیدش.می شه درکش کرد.اونی که تو رو دوست داره و عاشقته.به این فکر می کنم همیشه خندم می گیره.خدا به اون بزرگی عاشق ما کج و کوله هاست(بازم با شما که خیلی خوشکلی نیستما)خلاصه رفقا می دونم وقت تنگه.با کارهای آبکی و پوشالی حواسمون پرت نشه.رنگ این دنیا چشامونو نبنده

همه ی اینارو به خود بدبختم گفتم که هر روزم بدتر از دیروز و هر سالم گنه کار تر و روسیاه تر از سال پیش

تو به خودت نگیر رفیق!

الهی مگوی که چه آورده اید که درویشانیم و مپرس که چه کرده اید که رسوایانیم           (خواجه عبداله انصاری)

لب بر لب کوزه بردم از غایت آز     

                             تا زو طلبم واسطه ی عمر دراز

لب بر لب من نهاد و می گفت به راز

                         می خور که بدین جهان نمی آیی باز

                                

نظرات ()



الهی چون تو ناظری چه گویم؟؟؟
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸۸/٩/٢٢

خوشا چهره ای که خداوند به آن می نگرد در حالی که از ترس خدا بر گناهی که کرده و جز او کسی از آن آگاه نیست می گرید.(پیامبر(ص))

دوست دارم بشینم زار زار گریه کنم.نمی دونم حال شما چه جوریه.من الان این جوریم. می خوام گریه کنم به حال خودم.به حال عمرم که همش تو حرف زدن گذشت نه عمل کردن.به اینکه می خواستم خوب باشم نشد.به اینکه می خوام فقط تو رو ببینم ولی نمی زارن یا نمی شه.

خدایا می خوام به کار بد و خوبم گریه کنم.به گذشتم به آیندم به الانم....به دور و ورم که انقد شلوغش کردم.

هان!آیا کسی نیست که پیش از رسیدن روز سختی برای آن کار   کند؟                                               (امام علی)

نه!گریه ی من از ترس نیست.از کارای اشتبامه.از کارایی که تو خوشت نمی آد.باهاشون حال نمی کنی.منم هر روز خواسته و ناخواسته انجامشون می دم.خدایا می دونم تو بخوای درستم می کنی.پس بخواه که می دونم بقیه ی عمرمم زود می گذره و یک دفعه می گن خوش اومدی.وقتت تمومه.کاسه کوزتو جمع کن داداش. باید بری.نمی خوام اینطوری برم.خودت ما رو نجات بده می دونم هیشکی دلش بیشتر از تو برا ما نمی سوزه.خودت آفریدیمون خودت جمع و جورمون کن ای خدااااااای مهربون.

خواجه عبداله انصاری می گه که:الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست.دستم گیر که جز فضل تو پناهم نیست.

می دونم خیلی بدی کردم.می دونم هر کاری دلم خواست کردم.می دونم رو هوسم کار کردم.ولی می دونی اگه بگی برو کجا رو دارم برم؟آخه کجا برم؟

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

                                         بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

بسیار فتاده بود هم در غم عشق

                                         اما نه چنین زار که این بار افتاد

 

 

 

نظرات ()



چرا ظرف مرا بشکست لیلی...
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸۸/۳/٢۸

صبر کن وعده ی خدا حق است و فرا خواهد رسید.این مردم بی ایمان و یقین تو را تکان ندهند و سبکسارت نکنند(۶٠_روم)

سختی هر چی بیشتر می شه باید بفهمیم که اون نظرش به ماست.اقلا نگامون می کنه.اقلا هنوز دوست داره صداش کنیم.دوست داره صدامونو بشنوه.اشکامونو ببینه.خدایا شکرت که به ما درد دادی تا درمانش خودت باشی.خدایا بی دردم نکن که فراموشت کنم.که از یادم بری.که مغرور شم.که فکر کنم چیزی شدم.

الهی سوز عشقت بیشتر کن             دل ریشم زدردت ریشتر کن

از این غم گر دمی فارغ نشینم         به جانم صد هزاران نیشتر کن

آره انقد ننالیم که ماشین نداریم.خونه نداریم.پول نداریم.یه خورده اونو بخوایم.اینا اسباب بازی های این دنیاست.اصل اونه.تازه به اینام که می رسیم راضی نمی شیم هی مدل ماشینو ببر بالا.خودمونو می کشیم زیر صد تا قرض می ریم خونمونو دو تا کوچه ببریم بالاتر.اخرش چی؟آدم خوبه تلاش کنه همه چیز داشته باشه ولی یادمون باشه ما سوار الاغمون بشیم نه الاغمون سوار ما. 

این عمر به ابر نو بهاران ماند

                           این دیده به سیل کوهساران ماند

ای دوست چنان بزی که بعد از مردن

                           انگشت گزیدنی به یاران ماند

 

-----------

چند مرتبه گفتم من هیچ ادعایی ندارم.یه بنده ی رو سیاه گنه کارم که به اون واحد بی همتا نیازمندم به بخششش.به لطف و کرمش.و به خدا امیدوارم گرچه از همه روسیاه ترم.بازم قبلا گفته بودم که یه استادی داشتیم می گفت مروارید و از دهن سگم شده بگیرین.یا حق

نظرات ()



گم نشی!
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸۸/٢/٦

و هر کسی از یاد خدای رحمان دل بگرداندبرای او شیطانی بگماریم که همنشین اوست(زخرف_٣۶)

نمی خواستم دیگه بنویسم ولی حالا می خوام پس می نویسم

می دونید چیه تازه فهمیدم هیچی نفهمیدم

تازه فهمیدم آدم یه دفعه تو دنیاش گم می شه همه چی رو از یاد می بره

تازه فهمیدم هر چی بالاتر باشی بدتر زمین می خوری

تازه فهمیدم اگه خودش نخواد خودتم بکشی رات نمی ده هی دور می شی

تازه فهمیدم نباید بهش عادت کرد باید هر روز درکش کرد.هر روز یه چیزی ازش فهمید.

تازه فهمیدم خیلی زود می گذره.جا نمونیم.ضرر می کنیم

هر کس ارزش خود را نشناخت بدبخت شد(امام علی)

دوست دارم بازم بگم ولی حوصلتون سر می ره

عشق می گوید به گوشم پست پست    

                        صید بودن خوشتر از صیادی است

در برم ساکن شو  و بی   خانه    باش

                        دعوی شمعی  مکن  پروانه  باش

 

 

 

نظرات ()



حسین علیه السلام سلطان عشق
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸٧/۱٠/۱٠

هر کس نیزه ی خویش را برای (رضای) خدا تیز کند بر کشتن و از بین بردن سخت ترین نادرستی ها توانا باشد(امام علی)

امام حسین از همه چیزش در راه خدا گذشت.فهمیدن این جمله خیلی سخته.از همه چیزش گذشت.به خاطر این که هدفش رو می شناخت.می دونست برا چی داره اینارو می ده.عشق واقعی و عشق واقعی به خدا یعنی همین.یعنی این که هر موقع لازم شد هر چی که داری فدا کنی.

بعد اینکه اگه بخوای راه پیدا کنی باید و باید از دستگاه حسین(ع) بگذری.تو دستگاه امام حسینه که عشق معنا پیدا می کنه.

بعد این همه سال اسم امام حسین عالم و آدمو دیوونه می کنه چون هر کاری کرد خالص برا خدا کرد.حسین تموم شدنی نیست.تا دنیا دنیاس نام حسین عاشقارو دیوونه می کنه.

ای دل اسیر طره ی شاه شهید شو      گر تا کنون به عشق خدا دل نداده ای

امام باقر علیه السلام فرمود:هنگامی که آن مصایب ناگوار بر حسین(ع) وارد آمد بر پیکر وی سیصد وبیست و اندی ضربه ی نیزه و شمشیر و تیر یافت شد روایت شده است که همگی این جراحتها از مقابل آن حضرت بوده زیرا که حسین علیه اسلام هیچ گاه به دشمن پشت نمی کرد.

از امام حسین بخوایم که بهمون درک و معرفت بده بشناسیمش.تو مجلسش برا خودش باشیم.برا خودش گریه کنیم.ادا در نیاریم.دل پاک بهمون بده که بفهمیم داریم چی کار می کنیم.

امام صادق(ع) از آبا گرامی خود از امام حسین نقل می کند که فرمود:<<من کشته ی گریه ام.هیچ مومنی مرا یاد نمی کند مگر اینکه گریان می شود>>

گریه بر حسین دلها رو پاک می کنه.خدایا اشک همراه با معرفت به ما بده.

امام حسین علیه السلام فرمود:هر کس ما را برای خدا دوست بدارد روز قیامت ما و او همراه یکدیگر این طور(انگشتان خود را جفت کرده اشاره فرمود)بر پیامبران وارد خواهیم شد و هر کس که برای دنیا ما را دوست داشته باشد تنها در این دنیا است که خوب و بد با هم می باشند.

حتی خدا میان حسینیه ی غمش     

                                 سوگند خورده است به ماه محرمش

شب های قدر محترم و با فضیلتند     

                                 اما نمی رسند به شب های ماتمش

این دستمال گریه پر از نور می شود   

                          وقتی به دست روضه ی خورشید می دمش

چشمی که از برای تو گریان نمی شود

                                  باید  حواله  داد  به دست جهنمش 

                                                                                 التماس دعا

نظرات ()



آره خودشو بچسبیم آخر هر چیزی اونه!
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸٧/٩/۱٤

پی بردن تو به بزرگی آفریننده آفریده شده را در چشم تو کوچک می نماید٠(امام علی علیه السلام)

اگه خدامونو بشناسیم دیگه جلو کسی سرمونو خم نمی کنیم .کار فوق العاده ی کسی برا ما فقط یه کار معمولیه.هیچ چیزی اونقد چشمونو  نمی گیره چون می دونیم آخر هر کاری خدای خودمونه.دیگه زیباترین ها هم ما رو یاد خودش می ندازه نه اینکه بنده ی اون مخلوق زیبا بشیم.همیشه آزادیم اسیر چیزی نمی شیم.خیلی قشنگه نه؟

گواهی می دهم معبودی به سزا نیست جز خدا.یگانه ایست که شریک ندارد.اول است که پیش از او چیزی نبوده و آخر است که برای او حد و انتهایی نیست.وهم ها به هیچ یک از صفات او نمی رسند و دل ها او را به کیفیت و چگونگی تصدیق نمی نمایند و تجزیه و تبعیض برای او روا نیست و چشم ها و دل ها به او احاطه ندارد(امام علی)

جالب تر شد نه؟تا اونجایی که عقل ما کار می کنه هممون رو هم تو هر کاری تو هر چیز زیبایی تو هر تخیلی در برابر اونی که خدا هست هیچم نیست منو نیگاه کن هیچم نیست.حالا ببین چقدر زشته یه بنده ی ناچیز خدا مغرور باشه یا عاشق یه ماشین باشه یا یه بنده ی دیگرو بت کنه جلوی خدایی که بی انتهاست.نامحدوده.تصور و تخیل و توهم و تفکر بهش پی نمی برن به ذاتش راه پیدا نمی کنن...

خیلی زشته ولی کار هر روزمونه...

ای گدایان خرابات خدا یار شماست    

                                  چشم  انعام  مدارید  ز  انعامی  چند

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش

                                 که مگو حال دل سوخته با خامی چند

 

 

 

نظرات ()



ارزششو نداره...تو گرون تری!
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸٧/۸/٢۱

آنچه از نعمت های این عالم به شما داده شده متاع و زیور بی قدر زندگانی دنیاست و آنچه نزد خداست بسیار برای شما بهتر و باقی تر است اگر فهم و عقل کار بندید(۶٠_قصص)

یه سوال؟ همیشه تو ذهنم بوده اونم اینکه چرا ما به خاطر ۵٠ یا ۶٠ نه ١٠٠سال دست به هر کار کثیفی می زنیم.سر این کلاه می زاریم سر اون کلاه می زاریم پول یتیم و پیرمرد و پیرزن و بدبخت و مثه آب خوردن بالا می کشیم.بعد ماشین می کنیم می ندازیم زیر پای بچه ١۶ سالمون.فرشش می کنیم.خونش می کنیم.غذاش میکنیم مثه هلو می خوریم.چه جوری. چه جوری؟بابا به قران ما هم یه روز می میریم.به علی قسم مرگ مال دیگرون نیست مال ما هم هست.  

به خدا سوگنداین دنیای شما در چشم من خوارتر و پست تر است از استخوان بی گوشت خوک که در دست گرفتار به بیماری خوره باشد(امام علی علیه السلام)

کاش که می شستیم یه خورده فکر می کردیم بعد می دیدیم که50یا 60سال ارزش این کارارو نداره.ارزش چابلوسی و رشوه دادن و گرفتنو و حروم خوری و نیم ساعت حال کردن با ناموس مردمو نداره.به هرکسی دوست داری قسم ارزششو نداره.

حالا فکر نکنین ما از آسمون افتادیم یا امامزاده ایم این حرفارو می زنیم نه.ما خودمون از همه بدتریم فقط یه خورده بچه پوروییم.بعدم نافرم به اوستا کریم دل خوش کردیم که ببخشتمون.خدایا ما رو ببخش جلو دشمنت روسیاه نشیم.

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد     

                                 آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود

گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ

                               یا رب این قلب شناسی زکه آموخته بود          

 

 

نظرات ()



آره اومدیم آدم بشیم خیر سرمون
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸٧/٧/٢

دوست ترین بندگان نزد خدا بنده ای است که خداوند او را بر تسلط به نفس خویش کمک و یاری کرده است(امام علی(ع)) 

مرحوم دولابی:گفت چرا ما را نعوذباله از خود جدا کرد.گفت آنجا قرب بود نمی شد آدم بی ادب باشد ما هم بی تجربه بودیم هستی با ما بود در حالی که بی ادب بودیم لذا درست در نمی آمد.اینجا دماغ همه مان به خاک خورد خدا را سجده کردیم یا اله گفتیم دچار اجنبی شدیم نفس خودمان دشمنمان شد حالا که برگشتیم مثل آدم وارد می شویم.

تو این شبای قدر اگه قول میدیم چیزی به خدا میگیم فقط مردونه باشه.یه چیزی نگیم همون موقع که اومدیم بیرون یادمون بره.اگه توبه می کنیم پای حرفمون محکم وایسیم نه فردا بریم همون گناه رو دوباره بکنیم که حدیثه انگار خدا رو به مسخره گرفتی نعوذباله.آره داداش خدا رو به مسخره نگیریم.

رشته  تسبیح  اگر  بگسست  معذورم بدار    دستم اندر دامن ساقی  سیمین ساق بود

در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن    سر خوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

 

 

 

نظرات ()



درک و معرفت
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸٧/٥/٢٤

و بعضی از مردم کسی است که خدا را به زبان و ظاهر می پرستند نه به حقیقت. از این رو هر گاه به خیر و نعمتی رسد اطمینان خاطر پیدا کند و اگر به شر و فقر و آفتی برخورد از دین خدا رو بگرداند چنین کس در دنیا و آخرت زیانکار است و این زیانش بر همه کس آشکار است.(11_حج)

هر کسی اندازه ی درکش خدا رو می فهمه.هیچ کس حق نداره کسی رو مواخذه کنه بگه چرا اینجوری فکر می کنی.یکی از دستگاه ریسندگیش خدا رو می شناسه.یکی از گلای باغچش.یکی به آدما نگاه می کنه.یکی هر چیو می بینه یاد خدا می افته.یکی دلشم خداییه.یکی برا خدا نفس می کشه.

هیچ عالمی نمی تونه بگه من از اون گارگر ساده بیشتر می فهمم.معلوم نیست شاید اون به خدا نزدیکتره.از رو ظاهرم که اصلا نمی شه چیزی گفت.همه چی تو باطن آدماست.2کلاس که درس می خونیم یا 2 تا کتاب می خونیم ادعامون نشه.یه کسایی رو دیدم اصلا سواد خوندن و نوشتن ندارن ولی به کجاها رسیدن که فکر کردن بهشم برا ما محاله.

لباس و مارکشو و مدل مو و ریشو اینام آدمو به خدا نزدیک نمی کنه.منظورم این نیست که کثیف و زشت باشیم نه.منظورم اینه زیاد مهم نیست چی تنته.مهم اینه تو فکر و دلت چی می گذره.اینم بگم سفارش شده بهترین چیزا رو تن کنین.بهترین ها رو بخواین.ولی نه به هر بهایی.چه آدمایی که لباش تنشون یه هزاری نمی ارزه ولی دنیا رو خوار و ذلیل کردن.همه چی به دستشونه.

خوشا به حال اونایی که مخلصانه عاشق خدا هستن نه به خاطر پول و موقعیت اجتماعی و صد تا چیز پست دیگه.برا خدا از خواب بیدار می شن, نفس می کشن, راه می رن,زندگی می کنن و می میرن.

مجنون   تو  کوه را  ز صحرا    نشناخت        دیوانه ی  عشق  تو  سر  از پا نشناخت

هر کس به تو ره یافت زخود گم گردید        آن کس که تو را شناخت خود را نشناخت

نظرات ()



بریم پیش خودش...
نویسنده: بی نهایت - ۱۳۸٧/۳/۱۱

باز هم خدا بر آنانکه از روی جهالت و نادانی عمل زشتی انجام داده و سپس به در گاه خدا توبه کرده و اصلاح کنند بعد از توبه خدا آمرزنده و مهربانست.(١١٩سوره ی نحل)

نا امیدی از رحمت حق یکی از بزرگترین معصیتها شایدم بزرگترین اوناست.همه چیز دست خودشه.پس اگر بخواد به راحتی می بخشه.از اون بخشنده ترم که وجود نداره.از اون مهربون تر که نیست.پس چرا به خودش نگیم.چرا معذرت نخوایم.چرا پیش بهترین و زیباترین و مهربون ترین نریم.بابا خودش داره میگه برگرد.اما مردونه برگردیم.دیگه عهد نشکنیم.پای قولمون واسیم.به خدا بهتر از راه خودش هیچ راهی نیست.اگه بگم همه راه ها رفتم و آخرش به این راه رسیدم شاید بگین این چی می گه.ولی به خدا قسم هیچ راهی بهتر از راه خدا نیست.

امام علی می فرمایند:هیچ شرف و بزرگی بالاتر از اسلام و هیچ عزت و ارجمندی ارجمند تر از پرهیزگاری و هیچ پناهگاهی نیکوتر و استوارتر از ورع و هیچ شفیع و خواهش گری پیروز تر و رهاننده تر از توبه و بازگشت نیست.

چه زیادن کسایی که هی امروز و فردا کردن برای برگشتن اما مهلتشون به سر رسید. خودشونم نفهمیدن چی شد.بابا اگه همه ی دنیا رو داشته باشی باید بزاری بری.اگه به علمت می نازی که اصلا علمی نداری .اگه به زیباییت می نازی چه خوشکلایی که الان تو صورتشونم نمیشه نگاه کرد.هر با وفاییم یه روز از آدم جدا می شه هیچکی با آدم نمی مونه .پس هیچی نداریم. فقط محکم خودشو بچسبیم.

هر  چند  غرق بحر  گناهم ز صد جهت          تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم 

عیبم نکن به رندی و بدنامی ای حکیم        کاین بود سرنوشت  ز دیوان قسمتم          

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »