!!!!!!!عاشق شو عاشق خدا!!!!!!!

تحريفی مخصوص ما ايرانی ها

* می دونم طولانی شده، ولی خواهشا این بار کمی بیشتر وقت بذارید ضرر نمی کنید، قول می دم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک چیزی که مخصوص ما ایرانیهاست من عرض می کنم [و آن این است که می گوییم] «امام زین العابدین بیمار» شما در غیر زبان فارسی در جای دیگر این کلمه ی «بیمار» را دنبال اسم امام زین العابدین نمی بینید. مثلا در زبان عربی. ایشان القاب زیادی دارند. «السجاد» یکی از القابشان است، «ذوالثفنات» یکی از القابشان است.

شما ببینید یک کتاب در دنیا پیدا می کنید که یک لقبی به زبان عربی به امام داده باشند که مفهوم بیمار را برساند؟ من نمی دانم چطور شده که ما فارسی زبانها این لقب را به امام  داده ایم؟! البته علتش معلوم است. امام زین العابدین تنها در ایام حادثه ی عاشورا - بگویم من الاتفاق، بگویم تقدیر الهی بود برای اینکه امام زنده بماند و نسل امام حسین از این طریق محفوظ بماند - بیمار بودند و همان بیماری در ایام عاشورا سبب نجات ایشان شد. چند بار تصمیم گرفتند امام را بکشند، چون بیماری ایشان در آن وقت شدید بود، گفتند: «انه لما به» یعنی این که دارد می میرد، چرا دیگر او را بکشیم؟ کیست در دنیا که در عمرش بیمار نشود؟ هر کسی در عمرش یک بار دو بار، بیمار می شود. دیگر در غیر این چند روز شما ببینید یک جا نوشته اند که امام زین العابدین بیمار بود؟ ولی ما امام زین العابدین را یک آدم بیمار مریض زردرنگ تب لازمی [تصور کرده ایم] که همیشه عصا به دستش است و [با] کمر خم راه می رود و آه می کشد. آن وقت می گوییم امام چهارم ما هم هست. همین دروغ و تحریف سبب شده است که بسیاری از اشخاص آه بکشند، ناله کنند، خودشان را به موش مردگی بزنند و مردم از آنها احترام کنند، بگویند ببین آقا را! درست مثل امام زین العابدین بیمار! این تحریف است. امام زین العابدین با امام حسین هیچ فرقی نداشته است، با امام باقر از نظر مزاج و بنیه هیچ فرقی نداشت. امام چهل سال بعد از حادثه کربلا زنده بود و مثل همه سالم بود. با امام صادق فرقی نداشته است. چرا بگوییم «امام زین العابدین بیمار»؟!

خدا رحمت کند مرحوم آیتی را که یک گوهر گرانبهایی بود از دست ما رفت... [در جایی] گفت یک لقب به امام [زین العابدین] داده ایم که هرکس بشنود خیال می کند امام یک مردی بود در تمام عمر بیمار. بعد قضیه ی جالبی را نقل کرد. گفت که همین چندی پیش یکی از مجلات را می خواندم که در آن مجله نویسنده ی مقاله ای از وضع دولت و کارمندان دولت انتقاد کرده بود. این طور انتقاد کرده بود که اغلب کارمندان دولت و متصدیان امور یا افراد بی عرضه هستند یا افراد نا پاکی؛ یا عرضه دارند و نا پاکند یا پاکند و بی عرضه. عین عبارت ایشان را نقل کردند. نوشته بود که اغلب متصدیان امور یا شمرند یا امام زین العابدین بیمار، و حال آنکه ما نیازمندیم به افرادی که حضرت عباس باشند، هم پاک باشند هم کاربر؛ یعنی شمر کاربر بود ولی ناپاک، امام زین العابدین بیمار آدم پاکی بود متأسفانه کاربر نبود، عرضه و لیاقتی نداشت؛ حضرت عباس خوب بود که هم پاک بود هم کاربر! به همان آدم اگر بگویند امامهایت را بشمار، می گوید امام چهارم من امام زین العابدین بیمار است. آدمی که تو اعتقادت - العیاذ باالله - درباره ی او این است که او یک آدم پاکی بود ولی کاربر نبود و حضرت عباس که مأموم بود و امام نبود از او بالاتر بود چون هم پاک بود و هم کاربر؛ پس چه امامی و چه پیشوایی؟! ببینید همین یک جریان کوچک چقدر انحراف به وجود می آورد.

ما ایرانیها یک مردم ضعیف پسندی هستیم. آه ناله کردن در میان ما سرقفلی دارد. هر کس می خواهد بگوید من آدم خوبی هستم، خود را شل می کند، رها می کند، آه می کشد، ناله می کند. این معلول همین دروغی است که به امام زین العابدین نسبت داده ایم و ایشان را «امام زین العابدین بیمار» می خوانیم.

(حماسه ی حسینی استاد شهید مطهری)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

مردی خدمت امام حسین علیه الاسلام آمد و عرض کرد: من مردی گنه کارم و قدرت ترک گناه ندارم، مرا موعظه کنید. حضرت سیدالشهدا علیه السلام فرمودند:

پنج کار انجام بده و هرچه می خواهی گناه کن:

اول: رزق و روزی خدا را نخور، هرچه می خواهی گناه کن.

دوم: از ولایت و قلمرو حکومت خدا بیرون برو، هرچه می خواهی گناه کن.

سوم: جای را پیدا کن که خدا تو را نبیند، هرچه می خواهی گناه کن.

چهارم: وقتی فرشته مرگ (عزرائیل) برای قبض روح تو می آید، او را از خودت دور ساز، هرچه می خواهی گناه کن.

پنجم: وقتی مالک دوزخ تو را وارد جهنم می کند، وارد نشو، هرچه می خواهی گناه کن.

   + بی نهایت ; ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢۸
comment نظرات ()

الهم اجعل محيای محيا محمد و آل محمد

عده ای آمدند گفتند گریه ی بر امام حسین ثوابش آنقدر زیاد است که از هر وسیله ای برای این کار می شود استفاده کرد. یک حرفی را امروزی ها در آورده اند ـ در مکتب ماکیاول و امثال او ـ که می گویند هدف وسیله را مباح می کند؛ هدفت خوب باشد وسیله ات هر چه شد، شد. اینها هم گفتند: ما اینجا یک هدف مقدس و منزه داریم و آن گریستن بر امام حسین علیه السلام است. حالا این گریستن روی چه فلسفه ای است، کاری به آن ندارند؛ باید گریست.

 بسیار خوب، باید گریست. به چه وسیله ای بگریانیم؟ به هر وسیله ای که شد. هدف که مقدس است، وسیله هر چه شد، شد. اگر یک تعزیه های اهانت آور هم بسازیم درست است یا درست نیست؟ گفتند: اشکی جاری می شود یا نمی شود؟ همین قدر که اشک جاری می شود، هر کاری کردید، کردید. شیپور بزنیم، طبل بزنیم، معصیت کاری کنیم، به بدن مرد لباس زن بپوشانیم، عروسی قاسم درست کنیم، جعل و تحریف کنیم. گفتند: در دستگاه امام حسین این حرفها مانعی ندارد. دستگاه امام حسین علیه السلام از دستگاه دیگران جداست. اگر اینجا دروغ گفتی، بخشیده است؛ به تن مرد لباس زن کردی، بخشیده است؛ هر گناهی اینجا کردی، بخشیده است. هدف خیلی مقدس است. در نتیجه یک افرادی در این قضیه دست به جعل و تحریف زده اند که انسان تعجب می کند.

                                                                                  (حماسه ی حسینی استاد شهید مطهری)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- هدفم از نوشتن این مطلب از کتاب استاد شهید مطهری اصلا این نیست که گریه برای امام حسین علیه السلام کم ارزش است نه ابدا. فقط بیاید منطقی باشیم و نذاریم که عزاداری امام حسین علیه السلام تحریف شود، اصل را رها نکنیم و به فرعیات بپردازیم.

ـ تو رو خدا تو این روزها من و بی نهایت رو فراموش نکنید، التماس دعای خیلی زیاد داریم.

   + بی نهایت ; ۸:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٠
comment نظرات ()

باز هم می گم عاشق شو عاشق خدا

همه چیز در برابر خدا خاشع، و همه چیز با یاری او، بر جای مانده است.

خدا بی نیاز کننده ی هر نیازمند، و عزت بخش هر خوار و ذلیل، نیروی هر ناتوان، و پناهگاه هر مصیبت زده است. هر کس سخن گوید می شنود، و هر که ساکت باشد اسرار درونش را می داند، روزی زندگان بر اوست و هرکه بمیرد به سوی او باز می گردد.

... [خدایا! ] آن کس که از قضای تو به خشم آید نتواند فرمانت را بر گرداند، و هر کس که به فرمان تو پشت کند از تو بی نیاز نگردد.

هر سرّی نزد تو آشکار و هر پنهانی نزد تو هویداست. تو خدای همیشه ای و بی پایان، و تو پایان هر چیزی. که گریزی از آن نیست.

وعده گاه همه، محضر توست، و رهایی از تو جز به تو ممکن نیست، و زمام هر جنبنده ای به دست تو است، و به سوی تو بازگشت هر آفریده ای است.

...

هر کس به چیزی [از دنیا] عشق ناروا ورزد، نابینایش می کند، و قلبش را بیمار کرده، با چشمی بیمار می نگرد، و با گوشی بیمار می شنود. خواهش های نفس پرده ی عقلش را دریده، دوستی دنیا دلش را میرانده است، شیفته ی بی اختیار دنیا و برده ی آن است و برده ی کسانی است که چیزی از دنیا در دست دارند.

دنیا به هر طرف بر گردد او نیز بر می گردد، و هر چه هشدارش دهند از خدا نمی ترسد.

با اینکه گرفتار آمدگان دنیا را می نگرد که راه پس و پیش ندارند و در چنگال مرگ اسیرند، از هیچ پند دهنده ای شنوایی ندارد.

می بیند آنها بلاهایی را که انتظارش را نداشتند بر سرشان فرود آمد و دنیایی را که جاویدان می پنداشتند از آنها جدا شده و به آنچه در آخرت وعده داده شده بودند خواهند رسید، و آنچه بر آنان فرود آید وصف ناشدنی است.

                                                                    (نهج البلاغه خطبه ۱۰۹ )

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* چگونه می توان به چیزی جز خدا عشق ورزید؟ خدایی که به این خوبیست.

* همانطور که در اول این خطبه نوشته شده است، منشأ همه خوبی ها خداست و همه چیز اوست. به قولی « آنکه خدا را دارد چه ندارد؟ و آنکه خدا را ندارد چه دارد؟ » پس همیشه فقط به خودش توکل کنیم ان شا الله.

* چه بگویم که حرفم زیاد است و عملم کم .

   + بی نهایت ; ٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱٢
comment نظرات ()

مدد زغير تو ننگ است،يا علی مددی

امروز(غدیر خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين براى شما پسنديدم                   سوره مائده ـ3

و اگر قضیه ای به این مهمی که با نبودنش و انجام نگرفتنش دین ناقص است و به حد کمال نمی رسد را درک نکنیم چه زیان بزرگی کرده ایم.و چقدر مهم است که پیامبر مردم را زیر آفتاب نگه می دارد و از آن قضیه می گوید.داستان چیست که اگر پیامبر این ماموریت را انجام ندهد رسالتش ناقص است!غدیر خم چیست که حضرت فاطمه زهرا (س) می فرمایند:خداوند پس از غدیر خم برای کسی عذر و حجتی باقی نگذاشت.

روزی که در آن پیامبر(ص) وزیری که مثلش را هارون به موسی می زند به همگان معرفی می کند.ولی و سرپرستی که پیروانش هرگز گمراه نمی شوند و به مقصد می رسند.مردی که وقتی همه ی مدعیان در سختی جنگ و از هراس مرگ از ترس به خود می لزیدند او بود که بی هیچ درنگ دشمنان را به زمین می کوبید و از موانعشان می گذشت. و چگونه درک کنیم مردی سخت تر از کوه در مقابل دشمن ،بازیچه کودکان یتیم شود و یا سبد پیرزنی را از دست او بگیرد و به او کمک کند یا...و من نیستم که می گویم هرگز او را درک نخواهیم کرد بلکه

پیامبر(ص) می فرماید: اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من

كس را چه زور و زهره كه وصف على كند
جبار در مناقب او گفته هل اتى
زور آزماى قلعه خيبر كه بند او
در يكديگر شكست‏ببازوى لا فتى
مردى كه در مصاف، زره پيش بسته بود
تاپيش دشمنان نكند پشت‏بر غزا
شير خدا و صفدر ميدان و بحر جود
جان بخش در نماز و جهانسوز در دعا
ديباچه مرمت و ديوان معرفت
لشگركش فتوت و سردار اتقياء
فردا كه هر كسى به شفيعى زنند دست
مائيم و دست و دامن معصوم مرتضى

اوست که میزان سنجش عمل است.اوست ترازوی دقیق عدل الهی که امام صادق (ع)  در زیارت علی (ع) عرضه می دارد:درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان

و ادعا نداریم که شیعه ی او هستیم شیعه ی او مالک اشتر است ما محب اوییم که محبت او هم بسیار ارزشمند است و پیامبر(ص)می فرماید:محبت علی(ع) حسنه ای است که با وجود آن هیچ گناهی به انسان صدمه نمی رساند.

واگر ادعای محبت او داریم نخستین گام گوش فرا دادن به فرمان اوست.و محبت بدون فرمانبری دروغ محض است.و حق چنین سرپرستی را ادا نکردن چه معصیت بزرگی است.

صداى كيست چنين دلپذير مى‏آيد؟
كدام چشمه به اين گرمسير مى‏آيد؟
صداى كيست كه اين گونه روشن و گيراست ؟
كه بود و كيست كه از اين مسير مى‏آيد؟
چه گفته است مگر جبرئيل با احمد؟
صداى كاتب و كلك دبير مى‏آيد
خبر، به روشنى روز در فضا پيچيد
خبر دهيد: كسى دستگير مى‏آيد!
كسى بزرگتر از آسمان و هر چه در اوست‏
به دستگيرى طفل صغير مى‏آيد
على به جاى محمد به انتخاب خدا
خبر دهيد: بشيرى نذير مى‏آيد!
كسى به سختى سوهان به سختى صخره
كسى به نرمى موج حرير مى‏آيد
كسى كه مثل كسى نيست، مثل او تنهاست
كسى شبيه خودش بى نظير مى‏آيد
خبر دهيد كه: دريا به چشمه خواهد ريخت‏
خبر دهيد به ياران: غدير مى‏آيد
به سالكان طريق شرافت و شمشير
خبر دهيد كه از راه، پير مى‏آيد
خبر دهيد به ياران: دوباره از بيشه
صداى روشن يك شرزه شير مى‏آيد
خم غدير به دوش از كرانه‏ها، مردى‏
به آبيارى خاك كوير مى‏آيد
كسى دوباره به پاى يتيم مى‏سوزد
كسى دوباره سراغ فقير مى‏آيد
كسى حماسه‏تر از اين حماسه‏هاى سبك‏
كسى كه مرگ به چشمش حقير مى‏آيد

   + بی نهایت ; ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٥
comment نظرات ()