!!!!!!!عاشق شو عاشق خدا!!!!!!!

فلسفه ی عاشورا

... پس اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا که دائماً حسین حسین می کنید و به سر خودتان می زنید، چه می خواهید بگویید؟ باید بگوییم: ما می خواهیم حرف آقایمان را بگوییم،‌ ما هر سال می خواهیم تجدید حیات کنیم ( یا ایها الذین امنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم ). باید بگوییم عاشورا روز تجدید حیات ماست. در این روز می خواهیم در کوثر حسینی شستشو کنیم، تجدید حیات کنیم،‌روح خودمان را شستشو بدهیم، خودمان را زنده کنیم،‌از نو مبادی و مبانی اسلام را بیاموزیم، روح اسلام را از نو به خودمان تزریق کنیم. ما نمی خواهیم حس امر به معروف و نهی از منکر، احساس شهادت، احساس جهاد، احساس فداکاری در راه حق، در ما فراموش بشود؛ نمی خواهیم روح فداکاری در راه حق در ما بمیرد.

این فلسفه ی عاشوراست، نه گناه کردن و بعد به نام حسین بن علی بخشیده شدن! گناه کنیم، بعد در مجلسی شرکت کنیم و بگوییم خوب دیگر گناهانمان بخشیده شد. گناه آن وقت بخشیده می شود که روح ما پیوندی با روح حسین بن علی بخورد؛ اگر پیوند بخورد،‌گناهانمان قطعاً بخشیده می شود ولی علامت بخشیده شدنش این است که دو مرتبه دیگر دنبال آن گناه نمی رویم. اما از مجلس حسین بن علی بیرون برویم و دو مرتبه دنبال آن گناه برویم، ‌نشانه ی این است که روح ما با روح حسین بن علی پیوند نخورده است. ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* از این قیام و کتاب که هر چی بنویسیم باز هم نکته ی آموزنده داره ولی به احتمال زیاد این آخرین پستی بود که از قیام عاشورا و کتاب حماسه حسینی استاد شهید مطهری می نویسیم، از پست بعدی ایشالا بر می گردیم به همون روال سابق.

   + بی نهایت ; ٦:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱۱/۱٦
comment نظرات ()