قیمتی...

خداوند می فرماید:بی گمان امید هر مومنی را که به غیر من امید بندد قطع می کنم.

پس چرا ما امیدمون به همه کس هست جز اونی که باید باشه!

چرا به هر کس و ناکسی رو میندازیم تا یه کاریو واسمون انجام بده...

چرا آویزون پدر مادر بیچارمون می شیم که یه عمر واسه ما جون کندن که فلان کارو بکن و واسه ما فلان جا کم گذاشتی...

چرا انقد حرص می زنیم...

آخه نمی شناسیمش...دروغ می گیم مسلمونیم...مومنیم...دروغ می گیم....واقعیت اینه گر چه خیلی تلخ باشه...

امام علی می فرماید:دل بستن به دنیا با وجود آن همه رنج هایی که از او می بینی نادانی است....

چقدر قشنگ گفته آقای دولابی خدا رحمتش کنه...

توجهت به هر چه باشد قیمت تو همان است.اگر توجهت به خدا و خوبان خدا باشد قیمتی می شوی.حواس تو به هر که رفت تو همانی....

نیست در بازار عالم خوشدلی ورزانکه هست

                                           شیوه ی رندی و خوشباشی عیاران خوش است

از  زبان   سوسن   آزاده ام   آمد   به   گوش

                                            کاندرین  دیر  کهن  کار  سبکباران  خوش  است

 

/ 19 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریگی

اینهمه خوب عبادت کردی به خدا، قبله، قنوت، سجده و سجاده تو عادت کردی دست بر ریش کشیدی و پر از آه شدی ظاهرا نور شدی، ماه شدی گریه کردی که خدایا العفو، ای تو غافر به خطایا العفو ای تو مخزن به سجایا العفو اینهمه ضجه که می‌بخشدت آیا، العفو ترک دنیا کردی به خودت، اهل و عیالت چه خطرها کردی صد سلامت دادند، نود از صد نشنیدی و دَهَش رد کردی! گو به ماچه، که نماز از پی حاجت خواندی؟ یا که از روی تکرر، و به عادت خواندی مثل خر در گل زهدت ماندی! و ز پیشانی خود نور حقیقت راندی پینه‌اش، دست‌خوش عارف ظاهر کردی بدتر از موی سگی، شستی و طاهر کردی! ...بدعت از دل زدی و شهوت تو فتوا شد روز عقبی که رسید، نیت تو رسوا شد گو به ماچه که خدا حرف الهی می‌زد! در ترازوی وجودت پَر کاهی می‌زد... عقل کل! آنزمان که در قنوت، گردنت کج می‌‌شد یا نماز جمعه‌ات، هم‌تراز سفر حج ‌می‌شد

ریگی

ادامه شعرپایین طفل همسایه، گرسنه پی یک لقمه‌ی ناقابل بود به تمنای جواب تو و یک سکه‌ی ناقابل بود جای صدها صلوات، صد رکعت راز و نیاز خنده‌ بر لب بزن و طفل یتیمی بنواز حال بنشین و بگو: «که چرا، کامم شیرین نشده؟ قسمت ار فرهاد نیست، ز چه شیرین نشده!» از همه عالم و آدم تو طلبکار نباش تو اگر یار نِه‌‌ای، لااقل خار نباش ...دو رکعت عاشقی صبح خدا را خوانم ظهر و عصر و مغربم را ز خدا می‌دانم و به هنگام عشاء اعتقادم همه اینست: «تعز من تشاء» برو ای پیر که دنیا نه خم رنگرزیست هر که آمد، به همان رنگ که می‌خواست نزیست رنگ ما، رنگ خداست رنگ تو، رنگ جداست ما همه یکرنگیم، چو جماعت هستیم تو بیا چون ما باش که ز آتش جستیم . . .

مهاجر

لطفا از عکس هم استفاده کنید

http://forum.ghati.ir/index.php

سلام واقعا همینطوریه خوشحال میشم شمارو تو جمع خودمون ببینم

مهدی

تا در طلب گوهر کانی کانی تا در هوس لقمه‌ی نانی نانی این نکته‌ی رمز اگر بدانی دانی هر چیزی که در جستن آنی آنی

الف با

با سلام در صورت امکان تبادل لینک بکنیم

الف با

با سلام در صورت امکان تبادل لینک داشته باشیم http://aleefbaa.blogfa.com

ای

واقعاکه زدی به هدف-عالی بود

مساله ادمیته,مااندر خم یک کوچه ایم,تادین راه زیاده